قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
348
تاريخ نگارستان ( فارسى )
و اگر قضيهء شتر كه عين حكمت بود واقع نگشتى نيمشب طوفان بلا از سر چندين هزار نفس بگذشتى . [ 580 - داستانى از امير علىشير . ] 580 من النوادر از جملهء توفيقات بيت : ملاذ الورى ملجأ الخافقين * هژبر ظفر صيد سلطان حسين آنست كه چون امير عليشير كه شرح درك و شعور او بنابر وفور ظهور محتاج به بيان نيست ملازمى دارد مصداق اينمقال آنكه يكبارى امير شيخ احمد المشهور بسهيلى كه از امراى عاليجاه آن پادشاه بوده است قصيدهء در مدح سلطان احمد ميرزا والى سمرقند گفته بنا بر غايت و دادى كه ميانهء او و امير عليشير بود اول بر وى خوانده استدعاى اصلاح نمود امير گفت كه اين قصيده سراسر نيك واقعشده اما اگر بيتى پيش از مداحى مندرج گردد اوليست وى التماس نمود كه اين بيت را شما التفات فرمائيد امير به دو گفت كه تو هم فكرى كن و هردو قلم برداشته بيتى در سلك نظم كشيدند چون به يكديگر نمودند اتفاقا هردو بيت بىزياده و نقصان يكى بود چنان كه همگنانرا از آن حيرت افزود و آن بيت اينست نظم : بهار باغ جوانى نهال گلشن عدل * گل رياض كرم سر و جويبار و قار و اين مطلع نيز زادهء فكر بكر امير شخيم است بيت : شد توارد آنچه آورده است با مجنون مرا * توأمان آورد با او گوئيا گردون مرا [ 581 - امير عليشير و تصحيح شعر . ] 581 و منها مؤلف حبيب السير گويد كه بيواسطه از امير عليشير شنيدم كه چون ميرزا كيچوك خواهرزادهء سلطان حسين ميرزا از سفر حجاز معاودت نمود از جملهء تحف و سوغاتى كه بر سبيل پيشكش بميرزا كشيد بيضهء شترمرغى بود و آن را ميرزا بخزانه سپرده بعد از انقضاى مدتى خواست كه از آن كاسه ، كمانچهء ترتيب فرمايد آن را بمجلس آورده چون پاره كردند بچهء شترمرغى زنده بيرون خراميد . [ 582 - در جدا شدن بچهء كرگدن از مادر . ] 582 تنبيه در شجرهء الهيه از حافظ ابرو روايت كردهاند كه بچهء كرگدن دو سال در شكم مادر بماند و در خلال آنحال سر بيرون آورده چرا مىكند و باز سر بدرون ميبرد مدتى بدين و تيره اوقات ميگذراند تا آنكه قوت تمام گرفته بيكبار از شكم مادر جسته فرار مينمايد چه مادر ايشانرا زبان چون اره است و بچه ميترسد كه او را از روى مهربانى بليسد . [ 583 - داستانى از مالك بن انس . ] 583 تمثيل در اكثر تواريخ بتخصيص در تاريخ گزيده مرقوم و ثبت است كه مالك بن انس مدت سه سال در شكم مادر بود .